dishmooknoisy معنا و مفهوم

ما دوره گردان خوشه چین میخواهیم سایتی را راه اندازی کنیم بنام dishmooknoisy که شاید بیننده احساس کند، این دورگردان بی سواد از کجا خوشه را جستند که بجای نیوز بمعنای خبر به noisy رسیده اند : اما نَویز: مفهوم و معنایی هست برای همهمه آن چیزی که ما دوره گردان خوشه چین دنبال انیم
ما دوره گردان خوشه چین میخواهیم سایتی را راه اندازی کنیم بنام
dishmooknoisy
که شاید بیننده احساس کند، این دورگردان بی سواد از کجا خوشه را جستند که بجای نیوز بمعنای خبر به noisy رسیده اند :
اما نَویز: مفهوم و معنایی هست برای همهمه
آن چیزی که ما دوره گردان خوشه چین دنبال انیم ؛
میخواهیم شما خوانندگان این سطور را دعوت کنیم به، تماشای تضادی بنیادین:
فی مابین
آشوب و آرامش، صورت و معنا، صدا و سکوت.
و شاید حقیقت آنجاست که ما در شنیدنِ نویز،
دریافتنِ آهنگ پنهان هستی را میآموزیم؛
چرا که گاه،
«شعر عالم از نوای بینوایی است
که خلق از هیاهوی خود ناشنیده است.»
بیا و بنگر؛ واژهای به ظاهر ساده: «Noisy».
در نخستین دیدار، طنینی از آشوب و آوایی از آشفتگی مینماید.
اما اگر دقیقتر گوش فرادهی، خواهی شنید که این واژه،
تنها توصیفگر صدا نیست؛
روایتگر هستی است.
در این سفر، از لایههای سطحی فراتر میرویم
و ژرفای این مفهوم را در تمامی ابعاد وجود میکاویم—
از فیزیک تا فلسفه، از خیابانهای شلوغ تا خلوتگاههای روح.
نَویز، در سادهترین تعریف، صدای ناخواندهی هستی است.
همان پارازیتی که بر امواج پاک اطلاعات مینشیند(هدف ما گفتن یک خبر نیست چون تا دلتان بخواهد خبر هست ، هدف ما بیرون کشیدن یک تحلیل از دل اخبار اطرافمان هست )
و پیام را آشفته میسازد.
نویز ؛
در آکوستیک، همان هیاهوی خیابانهاست؛
در الکترونیک، سیگنالهای گمشده در فضای بیپایان امواج.
در کیهان، نجوای باستانی بیگ بنگ که هنوز در گوش کهکشانها طنینانداز است.
اما این تنها سطح قضیه است.
نَویز فیزیکی، تنها پوستۀ بیرونی مفهومی است
که ریشه در اعماق وجودمان دارد.
نَویز در قلمرو روان—بُعد درونی
اینجا، نَویز دیگر بیرونی نیست؛
بلکه تبدیل به همزادِ درونی انسان مدرن میشود.
همان گفتوگوی بیپایان ذهن با خود،
ترسهایی که همچون زنبورهایی بیقرار در جمجمه زمزمه میکنند،
و خاطراتی که چون برگهای پاییزی در باد روح میرقصند.
این «نَویزِ شناختی» آرامش را میدزدد
و تمرکز را به تاراج میبرد.
اما در همین آشوب است که گاه جرقههای خلاقیت زاده میشوند—
پارادوکس زیبایِ انسان:
آفرینندگی از دل آشفتگی.
نَویز در گستره جامعه—بُعد جمعی
جامعهی انسانی خود ارکستری بزرگ از نَویزهاست.
صدای اعتراض خیابان،
همهمهی بازار،
غرش رسانهها،
و سکوت تحمیلشده بر حاشیهنشینان—
همه و همه، بخشی از این سمفونی ذهن ما در صدایی برای همه می باشد ،
آنجا که در بعد اجتماعی گاه فریادِ عدالت میشود
و گاه خروشِ گمراهی.
در دنیای امروز، انفجار اطلاعات ما را در اقیانوسی از نَویز غرق کرده
«توفانِ دانایی» که در آن،
تشخیص حقیقت از جعل،
نیازمند گوشهایی تیزبینتر است.
خواننده عزیز
نَویز در آینه هنر درد دلی هست که میتواند ما را به ره مقصود سوق دهد
چون
هنرمند، شاید بیش از هر کس،
نَویز را به زیبایی بدل میتواند بکند .
در موسیقی نویز (Noise Music)،
صداهای ناموزون و دیسونانت
به ابزاری برای بیان ژرفترین احوالات روح تبدیل شدهاند.
در ادبیات، جریان سیال ذهن
نَویز درون شخصیتها را به تصویر میکشد—
همانگونه که ویرجینیا وولف در «به سوی فانوس دریایی»
همهمهی ذهن را با کلمهها میبافد.
هنرمند به ما میآموزد که:
«در هر نَویزی، آهنگی خوابیده است
اگر گوشِ شنیدن داشته باشی.»
پس نَویز در حریم روح و از —بُعد فلسفی و عرفانی
ژرفترین لایه رسالت خود را نشان میدهد.
در فلسفه، نَویز نماد مشغولیتهای دنیوی است
که ما را از پرسشهای بنیادین وجود غافل میکند.
در عرفان، نَویز همان حجابِ ادراک است
که میان انسان و حقیقت فاصله میاندازد.
عارفان همیشه در پی آن سکوت مطلق بودهاند
که در ورای تمامی نَویزها نهفته است.
اما شاید حقیقت در میانه باشد:
نَویز و سکوت، دو روی یک سکهاند.
نَویز، زبانِ جهانِ شدن است
و سکوت، زبانِ جهانِ بودن.
پس میبینیم که «Noisy» فراتر از یک صفت ساده یا یک خبر روزمره هست .
این مفهوم، آینهای تمامنما از وجود انسان و جهان است:
در طبیعت حالتی هست در حال جنبش
در بعد روانی: ذهن در حال شدن
· در بعد اجتماعی: جامعه در حال گفتوگو
· در بعد هنری: روح در حال آفرینش
· در بعد فلسفی: حقیقت در حال تجلی
نَویز، چه بیرونی و چه درونی،
بخشی جداییناپذیر از تجربهی زیستن است.
مسئله حذف آن نیست
بلکه یافتن آهنگ پنهان در آن است.
بنابراین شاید در دیشموک بزرگ ذهن ما یا جهان کوچک اطرافمان یا در همه آنچه که ما آن را محیط اطراف نامیده ایم
زمان آن رسیده که به نَویز نه به عنوان دشمن،
بلکه به عنوان بخشی از موسیقی هستی بنگریم.
در هیاهوی شهر، ضربان زندگی را بشنویم.
در آشوب ذهن، ندای رشد را تشخیص دهیم.
در غوغای جامعه، آهنگ تغییر را تمیز دهیم.
بیایید این بار که با «Noisy» روبرو شدیم،
پیش از آنکه آه بسازیم،
گوش بسازیم—
گوشی که بتواند در میان همهمه،
نجوای حقیقت را بشنود.
چرا که در نهایت،
شاید خودِ زندگی،
زیباترین سمفونیِ نَویزها باشد—
و ما،
همه،
نتهایی در این ارکستر بیکرانیم.
این سایت و این نام دعوتی است برای شنیدنِ نوایی که همیشه بوده—
تنها گوشهایمان نیاز به تربیتی دوباره دارند.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0